تبلیغات
شب خواب - المقصود من الشواهد و الشهود



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 10 اسفند 1391-02:06 ب.ظ

نویسنده :شب خواب

المقصود من الشواهد و الشهود

غرض از تحریر این کلمات جز ابراز وجود و تبختر و فخر بر علم و ادب خویش چیز دیگری نمی باشد.بسیار دوستان و خیرخواهانم از این کار منع نمودند و به این جدیث که «ما اکنون از ویزدم و نالج به عصر اینفورمیشن رسیده ایم و در این دنیا مجازی جایی برای تو نخواهد ماند از کثرت اطلاعات و قلت مطلع » لیک چون از معانی کلمات مذکور بی اطلاع بودم سری به نشانه تصدیق تکان داده راه خویش می گرفتم.پس از چندی شیخ محله مرا از این نگاره های غریبه آگاه ساخت و شکّم را بر این که این قوم را از دولت عالیه بریتانیا نَسَبی باشد دو چندان کرد اما به حکم آن که گفته اند:«بی مگس هرگز نماند عنکبوت» حرف جملگی را به جای باد شکم نگرفته و به این امید که روزی گردد که پرچم نام حضرت خود را بر قله های مرتفع ادب برسانم دست به کار گشتم که گویند:« آدم لخت کرباس پهنادار خواب می بیند».اگر هم پس از صرف وقتی از اوقات ذهبیه ی خود به موفقیتی نائل نگشتم(و در واقع موفقیت به من نائل نگشت) پشت چشمم باز می ماند و پندارم که این کپه ی طلا را آب برده و سگ خورده.
لیک در معانی آن که این عصر را دنیای کثرت اطلاعات و قلت مطلع خواندند باید گفت جز کذب محض چیزی نیست.آنچنان که می بینیم جوانان با سواد این ملک در شبکه های اجتماعیه عضو گردیده اند.گر چه گحگاحی مشاحده گشته که ختاهای املایی نیز در این نگاره ها یافت می شود (برای مثال اصفحان را با هه ی دو چشم می نویسند) لیک جای امید هست و بسیار(واقعاً بسیار) به ندرت دیده می شود دستنوشته هایی که از این معانی عمیق بی بهره باشد(مثلاً در باب شرت تقی باشد).لیک عقیده ام بر این است که از چنین شبکه های اجتماعیه ای باید قدردانی کرد که نمی دانم اگر چنین تار های جهان گستر(اندر معنای وب سایت.مرجع:شیخ علی قهدریجانی)ی نبود چه بلایی بر سر این قوم می آمد و این شباب اهل الجنه در کجا به دست نوشته یا کتابی برخورد می کردند.و اما جای خوشحالی دارد که جوانانمان چیزی بیش از بیست ساعت از گرانبهاترین اوقات خود را صرف مطالعه و رد و بدل این معانی عمیق و مفاهیم دقیق می گردانند.
اما در باب این که گویند چگونه با این فضل و ادب که از تو می رود خود را علاف این ملت «پست مدرنیست» کرده ای باید گفت که «خری را ماند عالمی در بر» که شاگردمان سعدی گوید مثل آن است که «خطی زشت به طلا نوشته شده».لکن سخن آن فقیر(سعدی)که از بارگاه  حضرتمان خرمن علم و ادب درو کرد و میوه معرفت از دامان بلندمان تناول نمود و از درخت دانشمان ثمر ها چید  و لیک چون در معانی این مهم در ماند آن را درخور فهم خود و همکیشانش گرداند را تصحیح می کنم که  «چونان است که نستعلیق به پهن نویسند» که البته نیازی هم نیست این آلت مرتبت نویسنده اش را داشته باشد چه که حضرتمان سنوات عدید و طویل به دوات و گرافیت(معنا از شیخ علی:سیاه چوب لایه لایه شده) رسالات تحریر کرد و عرفا تربیت. این هم روی همگیشان.البته می توان این را اولویت بخشید از آن جهت که جملگی آلات تحریریه را حزینه(که با اشتباه آن را هزینه خوانند.سحیح آن است که چون آن را مایه اندوه بشر است حزینه که از حزن آید خوانند) ای باشد لیک در این زمینه حضرتمان پول نداده زیر لحاف می خسبد.به شعری به انجام رسانم این در و گهر ها را:
تا توانی پرده ی کس(به فتح اول) را مدر تا ندرد پرده ات را پرده در


نظرات() 
نوع مطلب : ادب و فرهنگ 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.