تبلیغات
شب خواب - باغ آرزوها



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 17 آبان 1392-10:17 ق.ظ

نویسنده :شب خواب

باغ آرزوها

منتظر گرمی دستی و نرمی تقبیل به وجه.راستی انگار یادم از چنین روزی می آید و چنین پشیمانی بزرگی.باز گرمی سخنی می خواهم کنار جویی روی صندلی جلوتر از گل امید.باز هم غرش ابری چون شیر حامی ماده و بارش اشکی از آن رو که دیگر کاری از دستش بر نمی آید.راستی گل امیدم چرا صبحدم نمی شکفد و تا شامگاهان ز عیش معاش مخمور نمی شود.این چیست که در کف جوی است.شاید سکه ی اقبال در راه مانده ای باشد و شاید صدقه ی از کار مانده ای.شاید هم نشانه ی گنجی برای بیکارگان.نمی دانم.دلم هوای سخنت را کرده ای دوست من.وای شاپرکی بر روسری ات چون تکه جواهری در باغ خودنمایی می کند.دیگر به چه کسی پیامی برسانم.که خود زودتر از این پیام تو را که هیچ نمیگویی دیده ام.شاید هم پیام رقیبی است در آنسوی باغ نالان.کاش پایش را روی گلم نگذارد.شاید هم سکه وعده ی دیدار اوست یا طلب رحمت از خداوند.راستی باران کی تمام شد.گل امیدم را اشک او آبیاری کرد.آن شیر که صدقه ای انداخته بود در انتظار تو.انگار زمین گل شده.چه بویی.بوی دود عودی است یا خاکستر مرده ای.چه روز غریبی است.آسمان سرخ.شیر خودکشی کرده.



نظرات() 
نوع مطلب : ادب و فرهنگ 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر